11.
هلو گایز لانگ تایم نو سی
هارهار
من همینطوریم دیه :/ مثل ماهی ویژژژژژ لیز میخورم نیست میشم یوهو
مراقبم باشینا دیدین دفعه بعد ناجور لیز خوردم نیست شدم کلا
بچه مردمو نذارین نابود شه عه
خب، بعد از کلی بیشعور بازی دیدن -درهمین خود واتپد بله- و -نه خیر درباره ی این کتاب نیست راحت باشید- میخوام ازتون یه خواهشی بکنم
خو قبل اینکه تاراخ پیشنهاد بدین با فلانی مصاحبه کن، اول در نظر بگیرین یه چیزایی رو هانیا
اینکه آیا من برم به کار ایشون سر بزنم خوشم میاد؟
*خنده ی خبیثانه* شوخیم نکردم، باید باب میل مری باشد
*خنده خبیثانه بیشتر*
.
.
.
*و بیشتر*
.
.
.
خب فک کنم *سرفه میکند*
.
.
*درحال خفه شدن*
*رزیسثقفغقثبلر
بلقثیغ
.
.
.
.
دیدین گفتم مراقبم باشین؟
حالا جدی میشویم (بی سابقه ست اینهمه مسخره بازی از من)
(نه اینکه مسخره بازی درنیارما من تو واتپد خیلی مظلومم)
*مسافران برمودا را پرت میکند در سطل آشغال*
صد در صد
نه جدی میگم. اول ببینین واقعا نویسنده محترم خوب هستن، سلامتن، ما هم خوبیم سلام میرسونیم- اههههههه
لعنتی خستگیه ها میزنه کلا مخ تعطیل میشه
حالا شایدم از خستگی نیست و واقعا قاط نزدم. من عادت دارم شکایتامو خیلی صریح بگم ولی طی این دوسال فهمیدم تو واتپد این کار به درد نمیخوره، پس باید با این سبک بازیا و عوضی بازیا یه حرفی رو به یه تعدادی تفهیم کنیم
چقد کارمون سخته، بهمون حق بدین دیه
یه کوچولو
جان من
تو رو به چیز- اسمش چی بود- امامزاده ارژنگ؟
حالا هرچی :/
حالا که از صحبتای من فیض بردین و مطمئنم هیچی نفهمیدین میتونین برین سر خونه زندگیتون که بیشتر از این زندگیتون بخاطر من تباه نشه، همین که یه تیکه از کتابامو میخونین خودش یه اتلاف وقت چشم گیره
اوکی بای
*لبخند خبیثانه اش را که کل این مدت روی صورتش بود جمع میکند و دوباره جدی میشود*
پیس
Bạn đang đọc truyện trên: Truyen4U.Com